ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

18

معجم البلدان ( فارسى )

1 - يوسف پسر بحر جبلى « 1 » . او از سليم پسر ميمون خواص و جزوى برشنود . بو المعافا احمد پسر محمد پسر ابراهيم انصارى جبلى كه استاد بو حاتم ابن حبان است از اين مرد روايت مىكند . 2 - عثمان پسر ايوب جبلى « 2 » . از ابراهيم پسر مخلد ذهبى حديث آورد . بو الفتح ازدى نيز از وى روايت دارد . 3 - عبد الواحد پسر شعيب جبلى « 3 » . از احمد پسر مؤمل حديث نقل مىكرد . 4 - محمد پسر حسين ازدى جبلى « 4 » . از محمد ازرق و از بو اسماعيل ترمذى و از على پسر عبد العزيز بغوى و از محمد پسر مغيرهء سكرى همدانى و از محمد بن عبد الرحمن پسر يحيى مصرى و از محمد پسر عبده مروزى و از محمد پسر عبد الله حضرمى كوفى معروف به « مطمئن » روايت مىكند . قاضى بو القاسم على پسر محمد پسر بو الفهم تنوخى نيز از وى روايت كند . اينها همه از كتاب « فيصل » است . در « كتاب دمشق » گويد : عبد الواحد پسر شعيب جبلى دادرس آنجا بود . او در دمشق از سليمان پسر عبد الرحمن و از يحيى پسر يزيد خواص و از بو الحباب خالد پسر حباب و از بو اليمان حكم پسر رافع برشنود . بو عمر احمد پسر محمد پسر ابراهيم پسر [ 27 ] حكيم اصفهانى و بو الحسن پسر جوصا دمشقى و بو اسحاق ابراهيم پسر محمد پسر حسن پسر مثوبهء اصفهانى و على پسر سراج حافظ مصرى از وى روايت مىكنند . 5 - بو محمد عبد الوهاب پسر نجده حوطى جبلى از وليد پسر مسلم و از سويد پسر عبد العزيز و از محمد پسر شعيب پسر شاپور برشنود . پسرش بو عبد الله احمد و همچنين بو داود سجستانى و بو بكر پسر خيثمه از وى روايت مىكنند . او به سال 232 در گذشت . 6 - بو سهل يزيد پسر قيس سليخ جبلى « 5 » . او در دمشق و جز آن [ ؟ ] و از وليد پسر مسلم پسر شعيب پسر شاپور و از گروه بسيار دگر برشنود . بو داود در « سنن » خود و گروهى ديگر از وى روايت دارند . 5 - جبله : نيز بوزيد گويد : جبله دژى در پايانهء درهء « ستاره » در تهامه در بخش « ذره » است . درهء ستاره ميان درهء « بطن مر » و « عسفان » دست چپ رهروان به سوى مكه است . درازاى اين دره پيرامون دو روز راه مىباشد . نزديك اين دره ، دره‌اى همانند آن است كه « سايه » خوانده مىشود . عرام پسر اصبغ گويد : جبله ديهى در « ذره » است . گويند نخستين ديهى است كه در تهامه ساخته شده است و در آنجا دژهاى استوار هست كه كسى را بدان دسترسى نباشد و در واژهء « ذره » ياد شده است . شايد حازمى نيز همين جبله را خواسته باشد ، و خدا دانا است . 6 - جبله : نيز ديهى از آن بنى عامر پسر عبد قيس در بحرين است . جبله « 6 » [ ج ل ] ذو جبله شهرى در يمن در پاى كوه « صبر » است و آن را « ذات النهرين » نيز خوانند . از بهترين و زيباترين و خوش آب و هواترين شهرهاى يمن است . عماره گويد : جبله نام مردى يهودى فخار فروش بود . او در جايگاهى كه خانم حرّهء صليحيّه » « 7 » « دار العروبه » را ساخت و به نام او ناميده شد ، سفال فروشى مىكرد . نخستين كس كه نقشهء آن جايگاه را كشيد عبد الله پسر محمد صليحى بود كه به دست احول همراه با داعى در « روز مهجم » به سال 473 كشته شد . برادر او على دژ « تعكر » را به او سپرده بود . اين دژ بالاى كوهى است كه مشرف بر ذو جبله ، و در بالاى دامنهء آن است . شهرى است در ميان دو نهر كه در تابستان و زمستان روانند . عبد الله پسر محمد صليحى به سال 458 نقشهء آن را طرح كرد و آن را بنيان نهاد ، و رعيت را از مخلاف جعفر به سوى آن كوچانيد . على پسر محمد پسر زياد مازنى گويد : ذو جبله از آن منصور پسر مفضل بود كه يكى [ 28 ] از شاهان صليحى به شمار مىرود . پس داعى محمد پسر سبا آن را از وى بگرفت و چنين سرود : بذى جبلة شوقى اليك و انّها * لتطهر بالشّيخ الّذى ليس يعمر عوائد للفيد الفوانى فانّها * عن الشّيخ نحو ابن الثّلاثين تنفر « 8 » كسان زير از ذو جبله بوده‌اند :

--> ( 1 ) . ش . ش : 3360 . ( 2 ) . ش . ش : 1857 . ( 3 ) . ش . ش : 1796 . ( 4 ) . ش . ش : 1823 . ( 5 ) . ش . ش : 3328 . ( 6 ) . بو الفدا - آيتى ص 124 - 125 . ( 7 ) . نام اين بانو كه از خاندان صليحى يمن است ، تنها در اينجا آمده است . ( 8 ) . در « ذو جبله » هواى تو را دارم كه همانند پيرى در پايان عمرش است . . . .